سيد علي اكبر قرشي
310
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
در رابطه با رفتار با مردم فرموده : « خالطوا الناس مخالطة ان متّم معها بكوا عليكم و ان عشتم حنّوا اليكم » حكمت 10 با مردم چنان معاشرت كنيد كه اگر با آن مرديد بر شما گريه كنند و اگر مانديد به شما راغب و شائق باشند . و نيز در نامهء عثمان به حنيف از شاعرى نقل كرده كه گويد : « و حسبك داء ان تبيت ببطنة و حولك اكباد تحنّ الى القّد » نامهء 45 ، 418 « تحنّ » به معنى شوق و آرزو و « قدّ » تكهّء پوست دباغى نشده است . يعنى اين درد براى تو كافى است كه با شكم پر بخوابى ، حال انكه در اطراف تو جگرهائى است كه شائق تكهّاى از پوست دباغى نشده است يعنى چيزى براى خوردن پيدا نمى كنند . حنو : خم شدن . همچنين است انحناء ، در رابطه با اهل بيت عليهم السلام فرموده : « و كهوف كتبه و جبال دينه بهم اقام انحناء ظهره و اذهب ارتعاد فرائصه » خ 2 ، 48 آنها كهفها و معادن كتابهاى خدا و كوههاى دين خدا هستند به وسيلهء آنها خمى پشت دينش را راست كرد و لرزش مفاصل آن را از بين برد . حان : خم كننده جمع آن حانون آيد : چنان كه درباره اهل تقوى فرموده : « فهم حانون اوساطهم مفترشون لجباههم و اكفّهم و ركبهم » خ 193 ، 304 ، ظاهرا ترجمه چنين باشد : آنها در شب بدن خود را خم كنندگانند و ايستادگانند بر وسطهاى بدن ( حال ركوع ) و فرش كنندگانند به زمين پيشانيها و دستها و زانوهايشان را . حوانى : جمع حانيه است . در رابطه با تغيير حالات فرموده : « فهل ينتظر اهل مضاضة الشّباب الّا حوانى الهرم » خ 83 ، 110 ، آيا اهل شادابى جوانى جز قامت خم كنندههاى پيرى را انتظار دارند كمان را به علت خم شدن « حنيهّ » گفتهاند در مذمت يارانش فرموده : « أقوّمكم غدوة و ترجعون الىّ عشية كظهر الحنية » خ 97 ، 142 ، شما را صبحگاه راست مى كنم ، شبانگاه پيش من بر مى گرديد مانند پشت كمان . حنو به كسر اول : طرف و جانب و آن چهار بار در « نهج » آمده است . در رابطه با خلقت آدم عليه السلام فرموده : « فجبل منها صورة ذات احناء و وصول و اعضاء و فصول » خ 1 ، 42 ، خداوند از آن تربت شكلى ساخت كه داراى اطراف و وصلها و